برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برای هر کسی که به امید یه پست جدید به صفحه وبلاگم سر میزنه؛ میگم: "زنده ام، شادم و امیدوار" به زودی بازم می نویسم.
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
دختره موهای افشونش را با طنازی به طرفی انداخت و با عشوه به دوست پسرش گفت:
- وقت تلف نکنیم دیگه! بریم محرم بازی!...
نگاهی به هم انداختیم و قدمهامونو تندتر کردیم، هر دو چند قدمی از آنها دور شدیم و زدیم
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
آموزشگاهمو عوض کردم، استاد جدیدم مادرش اهل آنکاراست و پدر ایرانی داره. کلاس پرتحرکی دارم. هر صبح جمعه خستگی یه هفته کاریم توی کلاس ترکی استانبولی رفع میشه! امشب هم دارم خودمو برا امتحان فردا آماده میک
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان