خرید بک لینک

بوی چگدرمه و دود هیزمهای نیمسوخته و ...

 

اینها نوستالژی عروسی ترکمنی است. مراسم ازدواج برادرم مصطفی به خیر و خوشی تموم شد و ما بعد از اینکه دست سارا رو تو دست مصطفی گذاشتیم برگشتیم سر کار و زندگیمون.

 

آرزو میکنم تموم خونههای صحرای من خنده و شادی عروسی باشه.

***

خوشبختی یعنی کنار کسانی زندگی کنی که دوستشان داشته باشی. خوشبختی یعنی بچه کوچک خواهرت در آغوشت باشد. شادی یعنی لبخند عادل و خنده های از ته دل یک بچه!

من نقد تند امثال هیچکس را در سراسر زندگیم شنیدم و ترجیح میدم از آنها فاصله بگیرم. امروز هم در جایی هستم که احساس خوبی بهم میده. جایی که هستم با افکار و اعتقادات من کاری ندارند و به واسطه کار درست و اخلاقم با من با احترام و با مهربانی رفتار میکنند.

از اینکه باعث پیشرفت یک مجموعه فرهنگی در مرکز تهران هستم احساس خوشبختی میکنم. احساس کمبودی نمیکنم و با امثال هیچکس و همعقیدههای پر مدعای او هیچ معاشرتی ندارم.

اینجا من با اساتید و مولفین کتاب سر و کار دارم. با کارمند سابق سفارت ایران در کانادا مشغول ویرایش و تنظیم کتابهای ترجمه، داستانهای کوتاه واقعی و رمان هستم.

اینجا به سبب کار تخصصی صفحهآرایی با سازمان کتب درسی که کارش تألیف کتابهای درسی اول ابتدایی تا پیش دانشگاهی است به صورت پروژهای کار میکنم. اگه سالهای بعد صفحه دوم کتابهای درسی دبیرستان و هنرستانهای فنی حرفهای اسم منو دیدین تعجب نکنین.

اینجا من مفیدم! عزیزم! سرورم! مدیر دفتر یک انتشارات معروف در مرکز تهرانم. صفحهآرای افتخاری کتابهای درسی مقاطع مختلف در سازمان تألیف کتب درسی هستم. یک ویراستار حرفهای در زمینه کتابهای ادبی و علمی هستم. من اینجا خودم هستم.

در یک جمله با افتخار من اینجا و همین لحظه خوشبختم!

 خداقوت میگم به دوستانی که گاهی دلشون برام تنگ میشه و میان برام پیغام میذارن. دعاگوی همه هستم. آرزوی پیشرفت و سعادت برای شما دارم. در پناه خدا شاد باشین.

 

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 12:02

صفحه بندی